محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

421

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

موقعيتى به صورت نهانگاههاى مخاطرات و دسيسه‌ها به نظر مىآمدند و همين امر امراى طوايف را به حمايت و مدارا با ايشان وامىداشت . بنى عباد بيش از ديگر امراى طوايف در جلب مودت اينان مىكوشيدند ، زيرا بيش از ديگر طوايف در جلب دوستى مملكت قشتاله سعى مىورزيدند . مسيحيان معاهد را در دربار آنان مكانتى رفيع بود . برخى شعر مىسرودند چون ابن المرجرى الاشبيلى و ابن مرتين ، و سردار سپاه ابن عباد در فتح قرطبه محمد بن مرتين از خاندانى مسيحى بود . بنى عباد بودند كه كنت سسنندو را از خردسالى پرورش دادند تا باليده شد ؛ سپس او را در دربار خود منزلتى بلند دادند و در كارهاى خاص و مهم سياسى به‌كار گرفتند « 3 » . بنى مناد ملوك غرناطه - از خاندانهاى بربر - در آغاز كارشان با يهوديان نيكى كردند و چون بر قبيلهء صنهاجه غلبه يافتند در سال 459 ه / 1066 م به سركوبى ايشان پرداختند . امير غرناطه عبد اللّه بن بلقين نوادهء باديس به مسيحيان روى آورد و چون خود در تحت حمايت پادشاه مسيحى قشتاله قرار گرفت و جزيه پرداخت ، مسيحيان معاهد نيز در غرناطه روزگار خوشى يافتند و نيرو گرفتند و امير عبد اللّه خواص خود را از ميان اكابر مسيحيان قشتالى برگزيد . اينان امير مسلمان را در امور نظامى و ادارى يارى مىنمودند . برخى از اين مسيحيان از بزرگان سواران سلحشور بودند . « 4 » مسيحيان معاهد در شرق اندلس و بويژه مملكت دانيه سخت مورد حمايت بودند و در امور دينى خود آزاد . غلامان صقالبه كه بر شرق اندلس سيطره يافته بودند بيش از ديگر رؤسا با معاهدين رفتارى پسنديده داشتند و مجاهد العامرى صاحب مملكت دانيه و جزاير و همچنين جانشين او على اقبال الدوله در حق مسيحيان نهايت مهربانى و تسامح را مبذول مىداشتند ؛ چنان كه گفته مىشود مجاهد العامرى خود از اصل مسيحى بود و زنش نيز مسيحى بود و پسرش على در آغاز جوانى ميان مسيحيان سردانيه پرورش يافت و به دين و عادات آنان گرويد و چون از اسارت آزاد شد و به بلاد اسلامى بازگشت مسلمان شد . گذشته از اين علايق ، مجاهد و پسرش با اين سياستى كه در پيش گرفته بودند خود را از تجاوز پادشاهان مسيحى در امان داشته بودند و مملكت دانيه سالهاى دراز در صلح و آرامش بسر آورد .

--> ( 3 ) . . 724 . p , II . T , ) 7491 , dirdaM ( sebarazoM soL : sagigaC sal ed ordisI ( 4 ) . . 394 . p , II . T , . dibI : sagigaC sal ed ordisI